Sonntag, 20. Juli 2014
Mittwoch, 16. Juli 2014
New wave of arrests and pressure on media activists in Iran
New wave of arrests and pressure on journalists
In recent weeks, several journalists and media activists were summoned and arrested in Iran
SABA AZAR PEIK
MARZIYE RASOLI
REYHANE TABATABAEE
SAJEDEH ARAB SORKHI
BEHZAD NABAVI
REZA SHAHABI
....
Iran does not allow any UN rapporteur !
Dienstag, 15. Juli 2014
Iran ohne Schleier: Frauen widersetzen sich der Kopftuch-Pflicht
Die iranische Journalistin Masih Alinejad hat einen Facebook-Aufruf gestartet. Sie bat Irans Frauen, ihr Fotos ohne Kopftuch zu schicken. Seitdem kann sie sich vor Einsendungen kaum noch retten.
Montag, 14. Juli 2014
Donnerstag, 10. Juli 2014
The student must have cried (18 TIR)
Student Day is today(18 tir)
Today is our day
Today is our cry
Today, mothers cry
The years are without news of their student children
Fifteen years wandering mother (SAEED ZEINALI)
Today is our day
Today is our cry
Today, mothers cry
The years are without news of their student children
Fifteen years wandering mother (SAEED ZEINALI)
And many other mothers
امروز روز دانشجو است
امروز روز ما است
امروز فریاد ماست
امروز، مادرانی فریاد می زنند
که سالهاست بدون خبر هستند از فرزندان دانشجو خود
مثل مادر سعید زینالی که ١٥ سال است نمیداند پسرش کجاست
پانزده سال سرگردانی یک مادر و بسیاری از مادران دیگر
https://www.youtube.com/watch?v=Jod1KJ8wrDE&feature=youtu.be
امروز روز ما است
امروز فریاد ماست
امروز، مادرانی فریاد می زنند
که سالهاست بدون خبر هستند از فرزندان دانشجو خود
مثل مادر سعید زینالی که ١٥ سال است نمیداند پسرش کجاست
پانزده سال سرگردانی یک مادر و بسیاری از مادران دیگر
https://www.youtube.com/watch?v=Jod1KJ8wrDE&feature=youtu.be
Dienstag, 8. Juli 2014
Marzieh Rasouli (Journalist) Detained
Marzieh Rasouli :
journalist, critic, two years' imprisonment and 50 lashes has been summoned
Charge:
Propaganda against Iran
And disturbance of public order
Propaganda against Iran
And disturbance of public order
Montag, 7. Juli 2014
“This is Iran… The feeling of the wind blowing through every strand of hair, is a girl’s biggest dream
washingtonpost
صدای زنان ایرانی در واشنگتن پست علیه حجاب اجباریواشنگتن پست فقط از سخنان مقامات رسمی و سیاسی کشورمان نمی نویسد وقتی زنان صدایشان بلند و غیر قابل سانسور شود این صدا بر رسانه های بزرگ دنیا تحمیل می شود تا آنها فقط سخنان مقامات رسمی آن کشور را ننویسند.
ترجمه بخشی از گزارش:...
عنوانش خيلى مختصر است: "اينجا ايران است.. حس پيچيدن باد بين موها، آرزوى هر دختريست".
زنى ايستاده در دشتى سبز، با منظره ى كوهستانى در دوردست. دستانش پوشيده هستند و صورتش محو. موهاى عسلى رنگش تنها راه تشخيص زن بودنش است.
اين يكى از هزاران عكسى است كه براى "آزاديهاى يواشكى" فرستاده اند، صفحه اى در فيسبوك كه اختصاص دارد به زنان ايرانى داخل ايران كه ميخواهند عكسهايى از آزاديهاى يواشكيشان را به اشتراك بگذارند.
"در انگليسى يك اصطلاحى هست كه ميگن گناه لذت بخش، مثل علاقه ى زياد به شكلات" گفته ى مسيح علينژاد روزنامه نگار و سازنده ى اين صفحه است. "براى من، وقتى در ايران بودم، برداشتن حجابم مثل به چالش كشيدن قدرت بود، خصوصا قدرتى كه بر من سلطه داشت".
به گزارش مجله ى وال استريت، با آمدن تابستان، زنان با افزايش سختگيريها و فشارها از سوى پليس امنيت اخلاقى ايران مواجه ميشوند.
براى چند هفته ى اول شروع فصل گرما، وقتى صندل و شلوارهاى كوتاه و تونيكهاى كوتاه رنگى جايشان را به پالتوها و چكمه هاى دلگير زمستانى ميدهند- پليس امنيت اخلاقى ايران نيز به خيابانها يورش مياورد و زنان را به خاطر به معرض ديد گذاشتن ناخنهاى لاك زده، مچ پاها و موهاى هايلايت شده شان تنبيه ميكند. (نوشته اى از روزنامه نگار سرويس خبرى WSJ، فرناز فصيحى.)
يكى از پروفسوران رشته روانشناسى در دانشگاه تگزاس-آستين و متخصص امور زنان در خاورميانه، خانم Mounire Charrad ميگويد سه نكته در اين عكسها او را تحت تاثير قرار داده است؛ زنانى از نسلهاى متفاوت، كامنتهاى حمايتگر مردان و عكسهايى از زوجها-زنانى كه در كنار شوهرانشان عكس گرفته اند.
به گفته وی، زنان در جاهای مختلف راه هایی برای ابراز قدرت خود یافته اند به گونه ای که خطوط قرمز را نیز رد نکنند، اما مطمئنا 100 هزار نفر با حمایت مادران و همسرانشان به این حرکت پاسخ مثبت داده اند.
از سوى ديگر افراد بزرگ و مهمى نظير نسرين ستوده، فعال حقوق بشر نيز به اين گروه پيوسته اند. عكس و متن نسرین ستوده بيش از ١٠٠٠بار در طول ٢٤ساعت به اشتراك مجدد گذاشته شد.
اگرچه زنان صورتشان را هم در معرض ديد ميگذارند، اما بعضى ها هم با عينك آفتابى يا تغيير زاويه ى دوربين، سعى دارند كمى از وضوح عكسشان و ريسك شناسايى شدن بكاهند.
به گزارش مجله ى وال استريت، با آمدن تابستان، زنان با افزايش سختگيريها و فشارها از سوى پليس امنيت اخلاقى ايران مواجه ميشوند.
براى چند هفته ى اول شروع فصل گرما، وقتى صندل و شلوارهاى كوتاه و تونيكهاى كوتاه رنگى جايشان را به پالتوها و چكمه هاى دلگير زمستانى ميدهند- پليس امنيت اخلاقى ايران نيز به خيابانها يورش مياورد و زنان را به خاطر به معرض ديد گذاشتن ناخنهاى لاك زده، مچ پاها و موهاى هايلايت شده شان تنبيه ميكند. (نوشته اى از روزنامه نگار سرويس خبرى WSJ، فرناز فصيحى.)
يكى از پروفسوران رشته روانشناسى در دانشگاه تگزاس-آستين و متخصص امور زنان در خاورميانه، خانم Mounire Charrad ميگويد سه نكته در اين عكسها او را تحت تاثير قرار داده است؛ زنانى از نسلهاى متفاوت، كامنتهاى حمايتگر مردان و عكسهايى از زوجها-زنانى كه در كنار شوهرانشان عكس گرفته اند.
به گفته وی، زنان در جاهای مختلف راه هایی برای ابراز قدرت خود یافته اند به گونه ای که خطوط قرمز را نیز رد نکنند، اما مطمئنا 100 هزار نفر با حمایت مادران و همسرانشان به این حرکت پاسخ مثبت داده اند.
از سوى ديگر افراد بزرگ و مهمى نظير نسرين ستوده، فعال حقوق بشر نيز به اين گروه پيوسته اند. عكس و متن نسرین ستوده بيش از ١٠٠٠بار در طول ٢٤ساعت به اشتراك مجدد گذاشته شد.
اگرچه زنان صورتشان را هم در معرض ديد ميگذارند، اما بعضى ها هم با عينك آفتابى يا تغيير زاويه ى دوربين، سعى دارند كمى از وضوح عكسشان و ريسك شناسايى شدن بكاهند.
Samstag, 5. Juli 2014
But know that death is at the end
" هارون الرشید "
شبی هارون الرشید کتابی می خواند.
و در آن کتاب شاعری چنین می گفت:
کجایند پادشاهان پیشین؟...
کجایند شهریاران و امیرانی که جهان را در پنجۀ تصرف خود داشتند؟
آنها همه به دیار نیستی رفتند؛
با آن همه شکوه و جلال،
با آن همه زرق و برق.
آنها به جایی رفتند که تو نیز خواهی رفت.
ای کسی که دنیای فانی و زیب و زیور و نعمتهای آن را
همچون بهرۀ خود از حیات برگزیده ای،
هرچه دنیا تو را می بخشد و هرچه وام می دهد بستان،
اما بدان که نقطۀ پایان همه این نعمتها مرگ است.
هارون الرشید سر فرو افکند
و اشک چشمانش صفحۀ کتاب را مرطوب کرد.
شبی هارون الرشید کتابی می خواند.
و در آن کتاب شاعری چنین می گفت:
کجایند پادشاهان پیشین؟...
کجایند شهریاران و امیرانی که جهان را در پنجۀ تصرف خود داشتند؟
آنها همه به دیار نیستی رفتند؛
با آن همه شکوه و جلال،
با آن همه زرق و برق.
آنها به جایی رفتند که تو نیز خواهی رفت.
ای کسی که دنیای فانی و زیب و زیور و نعمتهای آن را
همچون بهرۀ خود از حیات برگزیده ای،
هرچه دنیا تو را می بخشد و هرچه وام می دهد بستان،
اما بدان که نقطۀ پایان همه این نعمتها مرگ است.
هارون الرشید سر فرو افکند
و اشک چشمانش صفحۀ کتاب را مرطوب کرد.
هنری وادزوُرث لانگ فِلو
"Haroun Al Raschid"
* هارون الرشید
بزرگترین و معروفترین خلیفۀ عباسی،
به سبب مصاحبت با بزرگان و دانشمندان زمان،
به خوبی در می یافت:
راستی و درستیِ سخنان آن شاعر را،
چنانکه اشک از چشمانش جاری می شد.
اما آه از حُبّ جاه !
آه از حجاب غفلت !
برگرفته از کتاب " در قلمرو زرّین "
ترجمه و توضیحات: حسین الهی قمشه ای
"Haroun Al Raschid"
One day, Haroun Al Raschid read
A book wherein the poet said
Where are the kings, and where the rest
?Of those who once the world possessed
They’re gone with all their pomp and show
.They’re gone the way that thou shalt go
O thou who choosest for thy share
The world, and what the world calls fair
Take all that it can give or lend
But know that death is at the end
Haroun Al Raschid bowed his head
.Tears fell upon the page he read
A book wherein the poet said
Where are the kings, and where the rest
?Of those who once the world possessed
They’re gone with all their pomp and show
.They’re gone the way that thou shalt go
O thou who choosest for thy share
The world, and what the world calls fair
Take all that it can give or lend
But know that death is at the end
Haroun Al Raschid bowed his head
.Tears fell upon the page he read
Henry Wadsworth Longfellow
* هارون الرشید
بزرگترین و معروفترین خلیفۀ عباسی،
به سبب مصاحبت با بزرگان و دانشمندان زمان،
به خوبی در می یافت:
راستی و درستیِ سخنان آن شاعر را،
چنانکه اشک از چشمانش جاری می شد.
اما آه از حُبّ جاه !
آه از حجاب غفلت !
برگرفته از کتاب " در قلمرو زرّین "
ترجمه و توضیحات: حسین الهی قمشه ای
Abonnieren
Posts (Atom)






